
زندگی می گذرد فرصت جاودانگی کوتاه است!من و تو باید جاودانه شویم!پس بگو دوستم می داری تا معجزه نازل شود ! پس بگو دوستم می داری تا شاعرم کنی! پس بگو دوستم می داری تا گنجشکان پشت پنجره خوش صدا تر بخوانند.سکوت در این زمانه نشان هیچ چیز جز بردگی نیست! مانند نامت آزاده باش!
بگو!بگو دوستم می داری ...
من هم ترا دوست دارمو تیرگی جهان به دروغی بدل می شود!تو را دوست می دارمو ظلم افسانه ای بیش نیست ! ترا دوست دارمو تمام زنجیرها فرو می ریزند!
ما رویینه ییم زنده می مانیم!در پیاله هایی که لا جرعه نوش می شوند در خنده و در اشک آدمیان در هر ترانه عاصی در لالایی مادران اندوهگین ... و ما زنده می مانیم در انعکاس عبارت دوستت دارم که شبانه کوجه یی خلوت را تعمید می دهد...
در هر کبوتری که پر می کشد
اوج می گیرد
تیر می خورد
می افتد...
ما زنده می مانیم!
سلام به دوسای گلم
بعد یه مدت طولانی می خوام پست بدم............خیلی دلم برای وبلاگم و بازدید کننده های گلش تنگ تنگ شده بود....
توی این گیرو دال امتحانا که خوبید؟
من اعصابم دیگه از درس خورد شده....تمومم نمیشه.............
امروز خیلی با حال بود.......از بس خندیدیم داشتم میمردم
امروز امتحان شیمی داشتیم...بدک نبود....بعد امتحان به امیر زنگیدم گفتم کجایی:اونم گفت بیا ....
وقتی اومد دیدم جمع همه ی بروبکس جمع
منم زود بهشون ملحق شدم......و راه افتادیم.
اول رفتیم دم مدرسه ی -پ- آخه خیلی وقت بود ندیده بودمش.......از وقتی این دوسای ما اومدن شد ۱۲ اونم رفته بود.................حیف شد....!
رفت تا ۳شنبه......!حالا ولش....
سعید موهاش وقتی درست نمی کنه نمی یاد بیرون.......به زور اومد بیرون بعد این که از دیدن –پ- نا امید شدیم از کوچه ی کنار مدرسه رفتیم.آخه خونه ی gf سعیدم توی کوچه ی بغل مدرسه ی اوناست.gf علی با gf سعید دوست صمیمی اند یعنی سعید برای علی درست کرده.....
علی خودش که عرضه ی همچین کارایی رو نداره.......
حالا بگذریم......
سعید می گفت نکنه اون اونجا باشه و منو با این موهام ببین..............
طبق هماهنگی که قبل شد گفتیم وقتی تک زدیم اونا بیان بیرون و یه رکب توووووووووووووپ به سعید بزنیم....
دم در اونا که رسیدیم از بس حول بودم هنوز نذاشتم علی تک بزنه با یک فریادی که من سر دادم اونام مثل فشنگ ریختن بیرون(از خدا خواسته بودن) سعیدم شروع کرد به فرار کردن ما هم توی کوچه از خنده قش کرده بودیم......
طفلک سعید توی عمرش این قدر دو نکرده بود.خلاصه دیدیم سعید رفته سر خیابون بالایی.اونا هم دیدیم پشت ما راه افتادن و جلو زدن از ما که من یک لنگش انداختم ابن پاش پیچید توی این یکی و توی بغل اون یکی ولو شد(اگه اسمشونو نمیگم من معذورم...شرمنده)بازم از خنده قش کردیم.....
سعید از جایی که کور تشریف دارند از اون ور خیابون که اومد این طرف 2باره اونارو ندید و وقتی دور زدن از جلوی ما در اومدن و باز سعید فرارو برقرار کرد و رفت مثل فشنگ.........
بازم از خنده ولو شدیم.............
کل ملت داشتن مارو نگاه می کردن و با کارای تابلو بازیمون..........
بعد از یک چرخ کوچیک دیدیم خانوما به خرج افتادن و برای ما بستنی خریدن.....
میلاد رفت ازشون گرفت وما هم مثل ندیدها ریختیم روی سر میلاد این بار اونا قش خنده شدند............
شمارش دقیق بود و کم نیومد سهم سعیدو خواستم بخوروم به قیافش وقتی داشت فرار می کرد یادم اومد بهش رحمم اومد..........
گفتم طفلک این همه دو کرده بذار اینو زهرش نکنیم..............
خوردیم و رفتیم چرخ زدیم و علی زنگ زد و ما هم ازشون تشکر کردیم.........
2باره دور فلکه بودیم که سوار تاکسی بشیم بریم که 2باره اونا از پشت سعید اومدن ........
من هنوز می خواستم بگم گفتن به من ساکت تا یک رکب دیگه بخوره سعید.......این بار قشنگم خورد.....باز دستشو گذاشت روی سرش شروع به فرار........
خیلی دیوونستا به چه چیزا که اهمیت نمیده.........مثلا موهاش یکمکی از همیشه بیشتر کوتاه کرده که درس بخونه و یکسرم بیرونه مثل خودم.............
سوار تاکسی شدیم سعید جلو نشست من و امیر عقب و یکم خانوم دیگه هم بود ...........
زنه گفت : جوونای امروزی پررو شدند اصلا احترام نمی ذارن.....سعیدم خودشو خر کرد و خودشو انداخت وسط حرف گفت:آره خانوم مثلا این امین همش دنبال دخترای مردمه........امیر کثافتم هی می گفت:راست میگه آقا امین این کارا عاقبت نداره......! ! !
این بار من رکب خوردم....منم آب شدم رفتم زیر تاکسی.............
یک دفعه خدارو شکر سعید یک حرف از دهنش پرید بیرون ........توی تاکسی سکوت حکم فرما شد..........خدا به ما رحم کرد...........
زنه یک جوری به سعید نگاه کرد و سعیدم هی میرفت پایین........آخه خیلی سوتی پلشتی داد........اون خانومه پیاده شد
راننده گفت:بچه ها مراقب چفتو بست دهنتون باشید ما هم دوباره آب شدیم............
امیر اول پیاده شد....خودش روی ما تلپ کرد و گفت امین خورد ندارم حساب کن مثل همیشه.......خدا میدونه کی این بشر پول خورد داره....
من بعد می خواستم پیاده بشم و پول بدم که راننده گفت معمولا کسی که جلو میشینه حساب می کنه......
منم از خدا خواسته زود درو بستم و اومدم خونه.........
اینم از امروز..............
چه همه تف دادما................
قووووووووووووووووووربون همتون
بای جیگرا